تبليغاتX
تذکرة شیخ ابوحلیم حلماژی

اوایل تا 20 ثانیه می توانست نگهدارد، ابوحلیم نفسش را

بعدها که دوره ‌ی کامل نگهداشتن نفس را پیش مرتاضان هندی یاد گرفته بود تا دوساعت رسانده بود حبس نفس را استاد!

پنج‌شنبه‌ها 18:30 تا 20:30 استخر برای بانوان بود، طبق برنامه.

عینک غواصی هم خریده بود ناکِس.

 

پ.ن۱: یه موکت گل گلی برای کف استخر

+ ابوحلیم حلماژی |

من میان تو و تو فارغ از انجام ِ منی.
+ ابوحلیم حلماژی |

و بو حلیم فرمود: بلندترین ِ چیزها کوتاهترین ِ آنها هستند، اگر یه کم مرام داشته باشی و علاقه و ملاطفت در رفتار
+ ابوحلیم حلماژی |

آورده اند که شیخ، مستقیم از خانه بیرون رفت و منحنی برگشت، خیس از محبت.

+ ابوحلیم حلماژی |

گویند که شیخ در بستر بیماری سخنان نغزی به زبان می آورده اند در باب ِ نصيحت ِ فرزندان که بسته به شرایط در دوران نقاهت، حاشا مي نموده اند. از آن جمله ست كه روزي شيخ فرزندان خويش را چنين نصيحت مي نمود: فرزندان من! عشق در نگاه اول با عشق در نگاه دوم متفاوت است، پس ولخرجي نكنيد و در پرداخت مطالبات در بار دوم خساست به خرج دهيد. هر چند در خبرها آمده است كه بوحليم به گاه ِ حشارت تبصره هاي خاصي براي خود قايل بوده اند و بندهايي به آن اضاف مي كرده اند چندان كه شاهدان غيابي خبر از پرداخت وجهي پنج برابر عشق در نگاه اول، به وقت ِ عشق در نگاه سي و چهارم داده اند.

+ ابوحلیم حلماژی |

و شیخنا حلماژ ناگهان پرسید: این تصویر متعلق به کیست؟

پ.ن۱: جایزه، ارسال تصوير كامل اين قهرمان ملي و المپيك ِ ازبكي تبار اهل روسيه و نامزد ولادیمیر پوتین به ایمیل برنده

+ ابوحلیم حلماژی |

تذکره‌ای در باب ِ وجودی انسان

بو حلیم در کتاب ِ "فلسفه گُشنایش" چنین می گوید:

تذکره‌ای در باب ِ وجودی انسان:

شما یا فاعل ‌اید یا مفعول بِه، که به طریق اولی(به تالیف یا خوانده شود) شما یا در عُلیایید و یا در سُفلی که در هر دو حال یک چیز از شما مستتر نیست و آن اینکه به گُشنی اشتغال ورزیده‌اید  و این یعنی نیک پیداست که شما وجود ذاتی دارید.

و در جایی دیگر می‌فرمایند

تذکره‌ای در باب ِ عشق:

شما یا فاعل ‌اید یا مفعول بِه، که به طریق اولی(به تالیف یا خوانده شود) شما یا در عُلیایید و یا در سُفلی که در هر دو حال یک چیز از شما مستتر نیست و آن اینکه به گشنی اشتغال ورزیده‌اید و آنچه بر شما می‌گذرد تا لحظه اوج هورمونتیک عشق نامیده می‌شود که اگر در حضیض هم همان است که بود، شما عاشق بوده‌اید، در غیر اینصورت به سابیدن کشک گمارده می‌شوید تا عشق تالی و اوج و حضیض تالی.

***

پ.ن1: تفسیر خودمونی: اگه بعد همخوابی، آروم شدی،ایول. اگه نه، برو گمشو!

+ ابوحلیم حلماژی |

جمعیتی از بانوان بر حلماژی رسیدند و بوحلیم را به وقت مراقبه پرسیدند: یا حاشر! با آنکه در مثل جای هیچ مناقشه نیست، اما اگر بنی بشری از جنس نر، به بنی بشری از نوع ماده، حمله کند به قصد تجاوز و او را مورد التفات قرار دهد آنوقت چه؟

بوحلیم، سری با آرامش جنباند و گفت: اگر منظور خاصی نداشته باشد، هیچ.

حاضرین جواب بگرفتند و برگشتند. بوحلیم برخاست و از قفا همه‌شان را مورد التفات قرار داد به قصد ِ هیچ.

+ ابوحلیم حلماژی |

چون گربه در چکمه

روبرو، بن‌بست

پشت ِسر، ابوحلیم با آهانی آخته

قنینه‌ای شراب هم جوابش نمی‌دهد

دستاتو بذار به دیواره‌های چکمه و به خدا توکل کن، پیشی ِ ملوس من!

+ ابوحلیم حلماژی |

 

نویسنده ی منحرف، مخاطب ِ مشتاق، قلقلکِ فروید، آغاز تذکره ی ابوحلیم حلماژی

پ.ن۱: ۲۴/۱۲/۱۳۸۶

+ ابوحلیم حلماژی |

 

نویسنده ی منحرف، مخاطب ِ مشتاق، پیروزی ِ فروید، پایان افاضات گوساله

پ.ن۱: ۲۳/۱۲/۱۳۸۶

+ ابوحلیم حلماژی |

تا به سحر بپایمش، همچو شکر بخایمش*** ..................................................

پ.ن۱:مصرع دوم لطفن

+ ابوحلیم حلماژی |

عزیزم! از هر دو جهت دوستت دارم.
+ ابوحلیم حلماژی |

قلب، کار خودش را درست انجام میدهد. ولی عشق‌ها با هم متفاوتند. حداقل در سایز ِ کمر.

+ ابوحلیم حلماژی |

الهی سینه ای ده
+ ابوحلیم حلماژی |

گول ِ واو را می خورد دل. به خیابان می رفت
+ ابوحلیم حلماژی |

دلبُر و دلبَر به شرط چاقو!

+ ابوحلیم حلماژی |

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم   *** ..........................

مصرع دوم لطفن

+ ابوحلیم حلماژی |

فرق این پست با باقی ِ پستا در اینه که شما آزادی در کامنتدونیش دم بجنبونی یا نه.
+ ابوحلیم حلماژی |

اگر عاشق چشماشی به تخمم

اگر عاشق دستاشی به تخمم

من از درمان و درد و وصل و هجران و چشم و دست و عرفان

پسندم آنچه را آید به تخمم

+ ابوحلیم حلماژی |

بخند به روی دنیا تا بیاد روت بخنده
+ ابوحلیم حلماژی |

دَر از تو گشوده، دُر از تو فرو ریخت. دِراز کشید و دِراز کرد دِرازش را مرد، دَر ازای چیزی شبیه عشق. به دِرازای دو ساعت.
+ ابوحلیم حلماژی |

 

گهی زین به پشت و گهی این به پشت.

+ ابوحلیم حلماژی |

موجودیست سه پا، که پای کوتاهتر دو پای دیگر را دنبال خود می کشاند، برای دیدار موجودی دوپا
+ ابوحلیم حلماژی |

بر دایره ات  مینا
+ ابوحلیم حلماژی |

می گفت: عزیزم دوست دارم همیشه در قلب من باشی.

پ.ن۱: "قلب" اسم تخت ِ خوابش بود

+ ابوحلیم حلماژی |

توی تاکسی که می شینی مردم از همه چی حرف می زنن از قیصر امین پور و شاسخین و البرادعی گرفته تا سایز شورت بریتنی و کنسرت مایکل جکسون در قزوین و جدیداْ از بی غیرتی لژیونرها ی فوتبال. خوبیش به اینه که به روزن مردُم.

پ.ن۱: یه MP3-Player خریدم ۴ گیگ برا توی تاکسی

+ ابوحلیم حلماژی |

طفیل هستی عشقند آدمی و پری...الاغ کوی توام، جان ِ من نگو چه خری
+ ابوحلیم حلماژی |

ای که  پنجاه رفت و در خوابی، بقیه شو دریاب!

پ.ن۱: لطفن این شعر در سیستم طولی متریک خوانده شود حتماً.

+ ابوحلیم حلماژی |

یا خسرو و شیرین یا شیرین و فرهاد. چند نفر به یه نفر؟
+ ابوحلیم حلماژی |

 


irLearn.com