تبليغاتX
تذکرة شیخ ابوحلیم حلماژی
دَر از تو گشوده، دُر از تو فرو ریخت. دِراز کشید و دِراز کرد دِرازش را مرد، دَر ازای چیزی شبیه عشق. به دِرازای دو ساعت.
+ ابوحلیم حلماژی |

 

گهی زین به پشت و گهی این به پشت.

+ ابوحلیم حلماژی |

موجودیست سه پا، که پای کوتاهتر دو پای دیگر را دنبال خود می کشاند، برای دیدار موجودی دوپا
+ ابوحلیم حلماژی |

بر دایره ات  مینا
+ ابوحلیم حلماژی |

می گفت: عزیزم دوست دارم همیشه در قلب من باشی.

پ.ن۱: "قلب" اسم تخت ِ خوابش بود

+ ابوحلیم حلماژی |

توی تاکسی که می شینی مردم از همه چی حرف می زنن از قیصر امین پور و شاسخین و البرادعی گرفته تا سایز شورت بریتنی و کنسرت مایکل جکسون در قزوین و جدیداْ از بی غیرتی لژیونرها ی فوتبال. خوبیش به اینه که به روزن مردُم.

پ.ن۱: یه MP3-Player خریدم ۴ گیگ برا توی تاکسی

+ ابوحلیم حلماژی |

طفیل هستی عشقند آدمی و پری...الاغ کوی توام، جان ِ من نگو چه خری
+ ابوحلیم حلماژی |

ای که  پنجاه رفت و در خوابی، بقیه شو دریاب!

پ.ن۱: لطفن این شعر در سیستم طولی متریک خوانده شود حتماً.

+ ابوحلیم حلماژی |

یا خسرو و شیرین یا شیرین و فرهاد. چند نفر به یه نفر؟
+ ابوحلیم حلماژی |

یک دست جام باده، همان دست زلف یار *** دست دگر به زیر جامه ی یار ِ کناری است

پ.ن۱: با این وصف، جایی برای رقصی چنین میانه میدان باقی نمی ماند ساقیا!

+ ابوحلیم حلماژی |

یا جان مرا بستان، یا جان مرا پستان.
+ ابوحلیم حلماژی |

 


irLearn.com