تبليغاتX
تذکره ی شیخ ابوحلیم حلماژی
يک چند رندند اين طرف در ظل دل پنهان شده
و آن آفتاب از سقف دل بر جانشان تابان شده
هر نجم ناهيدی شده هر ذره خورشيدی شده
خورشيد و اختر پيششان چون ذره سرگردان شده
آن عقل و دل گم کردگان جان سوی کيوان بردگان
بی چتر و سنجق هر يکی کيخسرو و سلطان شده
بسيار مرکب کشته ای گرد جهان برگشته ای
در جان سفر کن درنگر قومی سراسر جان شده
با اين عطای ايزدی با اين جمال و شاهدی
فرمان پرستان را نگر مستغرق فرمان شده

پ.ن۱: این وبلاگ به فروش می رسد

 

+ پنجشنبه 14 آذر1387ساعت15:19 ابوحلیم حلماژی ******

شکل الف-  کیک تولد

حلماژ عزیز! یک سال پیش در چنین روزی اگر تو را در گوگل سرچ می کردم بیلاخ تحویلم می داد. حالا برای خودت رقمی شده ای مرد!

من از تو دوست عزیز که خواندی و راندی و ماندی ممنونم. از برداشت های مختلف از این شخصیت. از فحشهای خصوصی. از وبلاگهایی که در پاسداشت این بزرگوار احداث شدند و از تعابیر مختلف و .....

در این مدت پست های بسیاری که هرگز آپ نشدند و گفته های بسیاری که آقای بلاگفا گفت عوضش کن و حق داشت. مصاحبه ای که با حلماژ کبیر داشتیم در ۵۰ سوال و از فیلتر حاج خانم گذر نکرد و هنوز روی کاغذ گوشه ی گنجه.

پرونده ات را بستم حلماژ عزیز هر چند که می دانم بسیار علاقمندی به سوالات معدود دوستدارانت در قالب طنز جنسی جواب دهی. این شما و این تریبون آزاد حلماژ....

بدرود!!!

 

+ یکشنبه 10 آذر1387ساعت18:31 ابوحلیم حلماژی ******

حلماژ را گفتند : یا  شیخ! هفته‌ای و اندی بیشتر تا زادروزت باقی نمانده‌است. هدیه چه میخواهی؟

فرمود: برای من تأخیر بیاورید و یک روزنه که از این به آن بنگرم.

حاضران از این گفته هیچ نفهمیدند اما بلاگفا پایان یک وبلاگ مصتحجن را با گوشت و پوست و استخوان احساس کرد.

پ.ن ۱: شیخ را عجیب این جمله به فکر فرو برده است اینروزها: وقتی نمی توانی راه بپیمایی، بگذار راه تو را بپیماید

+ شنبه 2 آذر1387ساعت20:17 ابوحلیم حلماژی ******

 

free counters