تبليغاتX
تذکره ی شیخ ابوحلیم حلماژی
در عزم اختیار

آغوش امتناع

اجبار تنت که می فشارد تو را

و فصل همآغوشی

اجبار تنی که می فشارد مرا

.

.

.

و  شیخ آن شب هیچ نگفت و تمام آغوش بود

+ سه شنبه 22 بهمن1387ساعت15:7 ابوحلیم حلماژی ******

آورده‌اند که شیخ لهجه‌ی بخصوصی داشت به قسمی که وقتی نام کاشف قاره آمریکا را به زبان می‌آورد عرق شرم بر پیشانی مردان جمع می‌نشست و قند در دل نسوان جماعت آب می‌شد. هر چند که معلوم نشد شیخ شیطنت می‌کردند یا واقعا لهجه‌ی بخصوصی داشتند چون "کلمب" را هم درست ادا نمی‌کردند.

+ پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت14:29 ابوحلیم حلماژی ******

906090

پ.ن۱: لینک برای تماشاست صرفا. برای اینکه ذخیره سازی روی سیستم برای تحلیلات بعدی، شیخ دانلود این نرم افزار رو توصیه می کند.
+ دوشنبه 14 بهمن1387ساعت19:14 ابوحلیم حلماژی ******

شیخ را گفتند فلانی را دیده ای کوتاه قامت است و خرفت؟

شیخ فرمود: از نسوان جماعت شنیده ام که بلند همت است و نقطه سنج.

+ چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت23:18 ابوحلیم حلماژی ******

شیخ در کنگره ی عشق و راههاي رسيدن به آن نشسته بود و لب مي گزيد و سخن نمي گفت.

شیخ را طاقت طاق شد. يک آن بلند شد و جامگان از تن بيرون کرد.

بانوي کنگره از پشت ميکروفون گفت: شيخ چه مي کني؟

شیخ فرمود: ميخام بحثو عوض کنم جیگر!.

+ چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت18:58 ابوحلیم حلماژی ******

 

free counters